ساریناسارینا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

زن دایی و سارینا

سارینا

1392/9/21 11:22
350 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش همسر گرامی سارینا رو آورده بود خونه ومن  که از سر کار برگشتم دیدم سارینا رفته خونه بابابزرگش  ( همسایه دیوار مشترک  ما هستن ) رفتم صداش کردم . با یه  سرعتی  اومد من گفتم الانه که بره تو در.... 

خلاصه اومد و اول رفت تو اتاق سراغ بافتنی ها . ازشون انتخاب کرد این مال من ، اینم مال من ،اینو برا من درس کردی ؟ دستکشام مال خودمه .

برداشت اومد بیرون و باهاشون بازی کرد . من مشغول کارهای خونه شدم  .

چندتا آتیش سوزوند تا شب که  من برای یه لباس مجلسی دنبال مدل میگشتم رفتم چندتا مجله کوک آوردم و نشستم که یه مدل پیدا کنم که یهوئی سارینا دست از بازی کشید و اومد سراغ مجله ها .

وقتی که مجله ها رو نگاه میکرد پرسید :   مال کسی نباشه ؟!!!!   من : نه    سارینا : مال خودته 

  من :آره  سارینا : باشه به بچه اون خانومه نده خرابشون میکنه ...... حالا کدوم خانومه خدا داند  .

بعد از چند دقیقه : سارینا یواش ورق بزن خراب نشه !          سارینا  : مال کسیئه ؟؟؟؟!!

  همینطور که من سرگرم دیدن مجله بودم همه رو جمع کرد و اجازه نداد حتی دست بهشون بزنم .

یه مجله رو که میدیدم بهش میدادم اون یه مجله که خراب  وپاره پوره بود لطف میکرد میداد من نگاه کنم .

خلاصه به این نتیجه رسیدم که از دیدن مدلهای مجله انصراف بدم .

 

چند تا عکس از سارینا و دیدن مجله ها در ادامه مطلب :

 

 

به جهت مجله در عکس زیر توجه کنین کلا همه رو همینجوری  نگاه کرد .

 

 

اینجام مدل اتنخاب میکرد و میگفت اینو برام بدوز و اینو و اینو کلا" همه مدلا .......

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)